آهسته عاشق می شوم
عشق هم خانواده واژه جوانی است. گاهی زود می آید و زود می رود، گاهی آنقدر دیر می آید که باورش نمی کنی. گاهی هم نرم نرمک فرا می رسد و آهسته آهسته در دل، جا خوش می کند. برای عاشق شدن به این شیوه باید مهیا شد. باید روزهایی را که موسم آمدن عشق می شوند، دریافت. روزهایی مثل ماه رمضان. به قول نویسنده های شبکه جوان: «عاشقی تو این ماه با همه عاشق شدن ها فرق داره، مگه نه اینکه کم کم می شناسیش؟ رفته رفته برات دلنشین تر می شه، ذره ذره دل می سپاری و آهسته آهسته عاشق می شی» دقیقا به همین دلیل است که برنامه افطاری رادیو جوان "آهسته عاشق می شوم" نام گرفته است. برنامه ای که تعدادی جوان، با عشق و انگیزه خاصی هر روز آن را از ساعت 19 تا 30 /20 روی آنتن می فرستند.
*********
عقربه بزرگ ساعت روی شماره هفت اتراق کرده است و ثانیه شمار بی وقفه می چرخد. "آهسته عاشق می شوم"با مناجاتی آرام بخش آغاز می شود و فاطمه صداقتی پس از سلام و احوالپرسی گرمی با شنونده ها موضوع برنامه را اعلام می کند: «برای چه چیزی نمی تونی صبر کنی؟ با بهتر بگم در چه صورتی صبرت تمام می شود؟» تلفن ها و شماره پیامک برنامه اعلام می شود. خیلی زود شنونده ها حضورشان را در برنامه ثبت می کنند. یکی تلفن زده و می گوید: «وقتی بهم توهین می شه نمی تونم صبر کنم» و دیگری پیامک زده و گفته است: «وقتی می بینم آدمها برای منافعشون دست به هر کاری می زنند صبرم سر می آد» صبر یک راننده جاده هم برای دیدن دختر کوچکش تمام شده و دیگری آدم بی معرفت را تاب نمی آورد. مرضیه خواجه محمود سردبیر برنامه می گوید: «بعضی روزها تلفن های برنامه آنقدر زیاد است که نمی توانیم همه آن ها را پاسخگو باشیم»
...
"آهسته عاشق می شوم" ریتم متنوعی دارد. گاهی با دعا و مناجات، فضای آرامی بر برنامه حاکم می شود و گاهی ریتم شاد برنامه رنگ می گیرد. اما در هر دو صورت به قول مرضیه خواجه محمود برنامه انرژی خودش را دارد. بخش هایی از مناجات ملاصدرا با صدای بهروز رضوی پخش می شود و خواجه محمود می گوید: «دو آیتم مناجات خوانی داریم، یکی همین مناجات ملاصدرا است که بهروز رضوی آن را خوانده و دیگری مناجاتی است که نویسنده های جوان برنامه می نویسند و حسن اسماعیل پور آنها را می خواند. محور اساسی "آهسته عاشق می شوم" نعمت های الهی و شکر آنهاست. ما هر روز یک نعمت را به عنوان موضوع برنامه اعلام می کنیم و کل محتوای برنامه بر محور آن موضوع شکل می گیرد حتی وقتی دعا می کنیم دعایمان شکر همان نعمت است. مثل همین صبر که نعمت گرانبهایی است و باید شکرگذار آن بود.»
...
فریدون محرابی بازیگر نمایش رادیو که بازی های اخیرش در سریال های "به کجا چنین شتابان" و "آشپز باشی" را به یاد داریم، در "آهسته عاشق می شوم" یک فرشته است. یعنی نقش یک فرشته را بازی می کند. فرشته ای که از آسمان به زمین آمده و آرزویش این است که آدم باشد. اما او روی زمین از این آدمها چیزهایی می بیند و می شنود که گاهی هیجان زده و گاهی متعجب می شود. او در هر برنامه خاطره خود را از مواجه با یکی از این ویژگی های آدم ها بیان می کند. در کنار این آیتم بخش دیگری هم هست که از "زمین به آسمان" نام دارد و در لحظه های نزدیک به اذان پخش می شود. به گفته خواجه محمود از زمین به آسمان دل گفته های آدم های زمینی رو به آسمان است.»
...
حسن معین، هماهنگی برنامه که همکاران جوانش او را به عنوان بزرگ گروه می شناسند با چند عدد نان بربری داغ وارد پخش می شود. نیم ساعت تا اذان، وقت باقیست و بچه های پخش با دیدن نان بربری ها کلی خوشحال می شوند و هر کدام عبارتی یا جمله ای را در تشویق حسن معین می گویند.
فاطمه صداقتی به مدد تجربه سال های حضور در رادیو با تسلط منحصر به فردی برنامه را اجرا می کند. در واقع فضای برنامه را در مشتش دارد آنجا که باید حال و هوای روحانی به برنامه ببخشد با حرفه ای گری خاصی این کار را می کند و شاد کردن فضای برنامه را هم با بهره گیری از صمیمیت و سادگی خوب بلد است. به همین دلیل نوع اجرای او ریتم متنوعی به برنامه بخشیده است. مثلا وقتی که لازم است در لحظات میانی فضای برنامه شاد شود و شنونده های جدید هم بدانند که چه برنامه ای را با چه موضوعی گوش می کنند، با لحن خاصی می گوید: «آهسته عاشق می شوم، چه رمانتیکه نه ؟ خوب ولش کنید به ما زنگ بزنید و بگید در چه صورتی صبرتون تموم میشه» با این شیوه او در لحظه ریتم برنامه را تغییر داده و با صمیمیت و سادگی عنوان و موضوع برنامه هم را اعلام کرده است.
...
هادی ربیعی کارشناس علوم قرآنی بخش هایی از داستان حضرت یوسف را روایت می کند. او هر هفته یکی از داستان های قرآنی را به صورت سریالی روایت می کند. تا اذان مغرب حدود ده دقیقه زمان هست و صداقتی هر چند دقیقه، دقایق مانده به اذان را اعلام می کند. حسن معین این بار با نان سنگک وارد می شود و دوباره همه ذوق می کنند. پشت سر او یکی دیگر از بچه های گروه با سینی گوجه وخیار وارد می شود. چند روزنامه را روی میزهای عسلی پهن می کنند و بساط افطار آماده می شود، خیرات یکی از بچه ها برای اموات هم روی میز می آید و همه خدا بیامرزی می گویند. عطیه عسگری دیگر سردبیر "آهسته عاشق می شوم"درباره محتوای برنامه می گوید: «سعی کردیم محتوای غنی را داخل فرمی قرار دهیم که برای نسل جوان جذاب باشد. هدف این بود که انرژی و شادابی مؤمنانه داشته باشیم به همین دلیل 30 نعمت از نعمت های الهی را گزینش کردیم که هر روز یکی از آنها موضوعمان باشد. نعمت هایی مثل دوست داشتن، نفس کشیدن، فکر کردن و ... »
...
برخی می گویند عشق دفعی است ما می خواهیم بگوییم عشق، اگر متعالی باشد دفعی نیست دیدید از ماه رجب و شعبان خیلی ها منقلب می شوند، انگار منتظر هستند. انگار انقلابی در وجودشان اتفاق می افتد. هر چه هست نرم نرمک و به تدریج است. عشق به خدا را می گویم؛ باید مراتبی را طی کنی تا به او نزدیک شوی... نام "آهسته عاشق می شوم" هم از همین حالت متعالی آمد.» این ها را عطیه عسگری می گوید وقتی از او می پرسم چرا عنوان برنامه را "آهسته عاشق می شوم" گذاشتید. لحظه اذان فرصتی است برای بچه های گروه که دور هم جمع شوند. فاطمه صداقتی لقمه ای می خورد و با تمام شدن اذان و مناجات وارد استودیو می شود تا برنامه را ادامه دهد. یکی از دوستانش می گوید: «الان می گه 16 روز دیگه مونده و ...» و بلافاصله صداقتی می گوید:«خوب فقط سیزده روز دیگه مونده چشم به هم بزاری تموم می شه» بعد ادامه می دهد: «الان هیچکدام از بچه های پخش حواسشون به من نیست. اگه بدونین دارن چه لقمه هایی می گیرن ... » اینطرف دوستانش به حرف های او می خندند اما با عجله گلو تازه می کنند، چون هنوز نیم ساعت دیگر از برنامه مانده است.
|